
شیراز، در خواب!!
نکته اول)
برای دریافت جایزه و حضور در مراسم پایانی «نخستین جشنواره سراسری ترافیک، مطبوعات و خبرگزاریها» در روزهای میانی هفته گذشته ناچار شدم به تهران بروم...
صبح به تهران رسیدم. ترجیح دادم به جای مترو، با تاکسی و گاه مسافتهای کوتاه را پیاده به محل برپایی مراسم بروم چرا که تمایل داشتم در همین فرصت کوتاه، در طول مسیر، پارهای از داشتههای شهری و فرهنگی مردم تهران را ببینم و با شیراز مقایسه کنم. ساعت 7 بامداد بود.
از کارهای عمرانی در تهران که بگذریم [و انصاف هم همین است که بگذریم و با شهری دیگر چون شیراز مقایسه نکنیم چرا که هر چه باشد، آنجا تهران است!] مشاهده صحنهای آن هم در نخستین ساعات صبح [ساعت 7] برایم بسیار لذتبخش بود...
صحنهای که یقین دارم اگر 20 سال دیگر هم در شیراز زندگی کنم بعید میدانم چنین صحنهای را ببینم! مرد میانسالی که در یک دست «نان سنگک» و در دستی دیگر «روزنامه همشهری» داشت. این، حداقل به دو معناست. 1- اعتقاد مردم تهران به خرید روزنامه آن هم در ساعات آغازین صبح به همراه خرید نان داغ سنگک 2- گشایش دکههای روزنامهفروشی در تهران در نخستین ساعات صبح [چیزی که در شیراز، معمولاً بین ساعت 9 تا 10 صبح و آن هم با خمیازه اتفاق میافتد!!]
صحنه یاد شده، تنها یک اتفاق نبود چرا که پرشمار دیدم در همان ساعات، دکههای روزنامهفروشی گشوده و روزنامههای رنگارنگ پرشمار در مقابل دکهها چیده شدهاند و در پی آن، مردم روزنامهخوان هم پرشمار به خرید یک یا گاه چند روزنامه میپردازند!
این، اشتهای مردم تهران در ساعات آغازین صبح برای خرید روزنامه، برایم بسیار زیبا بود!
نکته دوم)
هنگام بازگشت، شب به اصفهان رسیدم! شهری که با ورود به آنجا، زیرگذرها، خیابانهای هوایی و تقاطعهای غیرهمسطح پرشمار به استقبالت میآیند!
انگار، خون در رگهای شهر جاری است حتی در ساعت 11 شب! و لذت بردم هنگامی که اصفهانیها، آن هنگام شب بر روی پروژهای عمرانی [تقاطع غیرهمسطح] کار میکردند!
انگار اصفهان با اجرای خیابانهای تو در تو و هوایی آن هم به طول چند کیلومتر، میخواهد خود را فرزندخوانده تهران بخواند اما دریغ از شیراز ما که هنوز در چهار راه «زند» و چهارراه «مشیرش» ماندهایم!
نکته سوم)
و شیراز،...
نتیجهگیری اخلاقی و یک پیشنهاد در سال «اصلاح الگوی مصرف»)
سالانه شماری از مدیران، معاونان و مسئولان شهرداری و برخی اعضای شورای شهر شیراز به بهانه بهرهگیری از تجربیات شماری از کشورهای توسعه یافته و گاه توسعه نیافته، با هزینه شهرداری [احتمالاً هزینه مردم!!] چمدانها را به قصد سفر میبندند و عازم نشستها و همایشهای بینالمللی میشوند! اگر چه این اقدام فینفسه، گناه به شمار نمیرود اما بهتر نیست به جای پیشگیری از صرف هزینههای مازاد، در برنامهای زمانبندی شده، مدیران، مسئولان و معاونان شهرداری و اعضای شورای شهر را حداقل جهت نگاه کردن و بهرهگیری از ایدهها، الگوها و تجربهها، عازم «اصفهان» شوند؟!
کاریکاتور احمدرضا سهرابی کاریکاتوریست و خبرنگار روزنامه «عصرمردم» عنوان برگزیده نخستین جشنواره سراسری ترافیک، مطبوعات و خبرگزاری ها را به خود اختصاص داد. این جشنواره، امسال برای نخستین بار با هدف فرهنگ سازی در حوزه ترافیک و راهنمایی و رانندگی از سوی ناجا کشور برگزار گردید.
آیین پایانی و اهداء جوایز به نفرات برگزیده این جشنواره، فردا [سه شنبه] در تالار کوثر ستاد ناجا در تهران برگزار می شود.
در کاریکاتور یاد شده از احمدرضا سهرابی، حافظ از تنگنای ترافیک در شیراز به تنگ آمده است و در حالی که از قبر خارج شده به بالای آرامگاه خود پناه برده است!