تبليغاتX
هنری کاریکاتور

هنری کاریکاتور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:19  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:14  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 9:8  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 8:43  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 7:15  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 7:5  توسط احمدرضا سهرابی  | 

رهاورد یک سفر یک روزه

 

شیراز، در خواب!!


نکته اول)
برای دریافت جایزه و حضور در مراسم پایانی «نخستین جشنواره سراسری ترافیک، مطبوعات و خبرگزاری­ها» در روزهای میانی هفته گذشته ناچار شدم به تهران بروم...
صبح به تهران رسیدم. ترجیح دادم به جای مترو، با تاکسی و گاه مسافت­های کوتاه را پیاده به محل برپایی مراسم بروم چرا که تمایل داشتم در همین فرصت کوتاه، در طول مسیر، پاره­ای از داشته­های شهری و فرهنگی مردم تهران را ببینم و با شیراز مقایسه کنم. ساعت 7 بامداد بود.
از کارهای عمرانی در تهران که بگذریم [و انصاف هم همین است که بگذریم و با شهری دیگر چون شیراز مقایسه نکنیم چرا که هر چه باشد، آنجا تهران است!] مشاهده صحنه­ای آن هم در نخستین ساعات صبح [ساعت 7] برایم بسیار لذتبخش بود...
صحنه­ای که یقین دارم اگر 20 سال دیگر هم در شیراز زندگی کنم بعید می­دانم چنین صحنه­ای را ببینم! مرد میانسالی که در یک دست «نان سنگک» و در دستی دیگر «روزنامه همشهری» داشت. این، حداقل به دو معناست. 1- اعتقاد مردم تهران به خرید روزنامه آن هم در ساعات آغازین صبح به همراه خرید نان داغ سنگک 2- گشایش دکه­های روزنامه­فروشی در تهران در نخستین ساعات صبح [چیزی که در شیراز، معمولاً بین ساعت 9 تا 10 صبح و آن هم با خمیازه اتفاق می­افتد!!]
صحنه یاد شده، تنها یک اتفاق نبود چرا که پرشمار دیدم در همان ساعات، دکه­های روزنامه­فروشی گشوده و روزنامه­های رنگارنگ پرشمار در مقابل دکه­ها چیده شده­اند و در پی آن، مردم روزنامه­خوان هم پرشمار به خرید یک یا گاه چند روزنامه می­پردازند!
این، اشتهای مردم تهران در ساعات آغازین صبح برای خرید روزنامه، برایم بسیار زیبا بود!
نکته دوم)
هنگام بازگشت، شب به اصفهان رسیدم! شهری که با ورود به آنجا، زیرگذرها، خیابان­های هوایی و تقاطع­های غیرهمسطح پرشمار به استقبالت می­آیند!
انگار، خون در رگ­های شهر جاری است حتی در ساعت 11 شب! و لذت بردم هنگامی که اصفهانی­ها، آن هنگام شب بر روی پروژه­ای عمرانی [تقاطع غیرهمسطح] کار می­کردند!
انگار اصفهان با اجرای خیابان­های تو در تو و هوایی آن هم به طول چند کیلومتر، می­خواهد خود را فرزندخوانده تهران بخواند اما دریغ از شیراز ما که هنوز در چهار راه «زند» و چهارراه «مشیرش» مانده­ایم!
نکته سوم)
و شیراز،...
نتیجه­گیری اخلاقی و یک پیشنهاد در سال «اصلاح الگوی مصرف»)
سالانه شماری از مدیران، معاونان و مسئولان شهرداری و برخی اعضای شورای شهر شیراز به بهانه بهره­گیری از تجربیات شماری از کشورهای توسعه یافته و گاه توسعه نیافته، با هزینه شهرداری [احتمالاً هزینه مردم!!] چمدان­ها را به قصد سفر می­بندند و عازم نشست­ها و همایش­های بین­المللی می­شوند! اگر چه این اقدام فی­نفسه، گناه به شمار نمی­رود اما بهتر نیست به جای پیشگیری از صرف هزینه­های مازاد، در برنامه­ای زمان­بندی شده، مدیران، مسئولان و معاونان شهرداری و اعضای شورای شهر را حداقل جهت نگاه کردن و بهره­گیری از ایده­ها، الگوها و تجربه­ها، عازم «اصفهان» شوند؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:56  توسط احمدرضا سهرابی  | 

حافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 0:42  توسط احمدرضا سهرابی  | 

حافظ

کاریکاتور احمدرضا سهرابی کاریکاتوریست و خبرنگار روزنامه «عصرمردم» عنوان برگزیده نخستین جشنواره سراسری ترافیک، مطبوعات و خبرگزاری ها را به خود اختصاص داد. این جشنواره، امسال برای نخستین بار با هدف فرهنگ سازی در حوزه ترافیک و راهنمایی و رانندگی از سوی ناجا کشور برگزار گردید.

 آیین پایانی و اهداء جوایز به نفرات برگزیده این جشنواره، فردا [سه شنبه] در تالار کوثر ستاد ناجا در تهران برگزار می شود.

در کاریکاتور یاد شده از احمدرضا سهرابی، حافظ از تنگنای ترافیک در شیراز به تنگ آمده است و در حالی که از قبر خارج شده به بالای آرامگاه خود پناه برده است!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 0:41  توسط احمدرضا سهرابی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 9:39  توسط احمدرضا سهرابی  |